![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
يادته بچه گيا چه روزگاري داشتيم تو قلبامون کينه و قهر نداشتيم
صداي خنده هامون مردم و شاکي مي کرد روزهارو مي گزرونديم بي غم وغصه و درد
پس کي بود اون که مي گفت تلخي رو دوست ندارم شيرين بايد بمونه تموم روزگارم
نگو همش يه خواب بود يا حرف بچه گونه خودت خواستي که حرفهات همش يادم بمونه
چرا همش تموم شد حالا که قد کشيديم چرا بجز دردسر هيچي ديگه نديديم
مگه به غير از اينه, دنيا همش دو روزه پس چرا بايد دلت مثل يه شمع بسوزه
نزار شادي برامون فقط بشه يه رويا عزيزکم دنيا که بي غم نداره معنا
اونطور که گفته شاعر, دل شکستن هنر نيست اينو خودت مي گفتي نگو که خوب يادم نيست
بيا مثل گذشته با دنيا مهربون شيم حتي اگه بدي کرد ماها اونو ببخشيم
يادت باشه چي گفتم. کل حرفهام همينه دوست ندارم که چشمهام تو رو غمگين ببينه